السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

154

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

است چيزى ندارد . در ذات ماهيت نه وجود است و نه عدم . نه اين‌كه عدم در ذات باشد كه شما مىگوييد . ولى به اين نكته توجه كنيد كه ماهيت گر چه در حد ذات خالى از وجود و عدم است و در تلبس به وجود و يا عدم احتياج به مرجح خارجى دارد ، ليكن صرف عدم مرجح وجود و عدم علت وجود براى معدوم بودنش كفايت مىكند . به عبارت ديگر اين كه فى ذاته از وجود و عدم خالى است از نظر حمل اولى است و منافاتى ندارد كه از نظر حمل شايع معدوم باشد . در برابر حدوث به اين معنا ، قدم ذاتى است كه عدم مسبوقيت يك شىء به عدم ذاتى است كه فقط در جايى تصور دارد كه يك چيز عين حقيقت وجود بوده و بالذات عدم را طرد نمايد يعنى وجود واجب كه ماهيتش همان وجودش مىباشد . حدوث دهرى هم مشمول عموم معناى حدوث بوده در كادر معناى عام آن قرار مىگيرد . حدوث دهرى كه ابداع مرحوم محقق داماد است اين است كه يك مرتبه از وجود شىء مسبوق به عدم آن مرتبه در مرتبهء ديگر باشد كه در فوق قرار دارد مثل مسبوقيت عالم طبيعت به عدم آن در عالم مثال ، يعنى طبيعت به حد و مرتبهء خاص خود در عالم مثال نيست . توجه داريد كه عدم در اين قسم حدوث هم عدم غير مجامع است يعنى دو مرتبه وجود با هم نيستند و اين مرتبه وجود هم با عدم آن در مرتبه ديگر با هم نيستند . وجود در اين مرتبه است و عدم در مرتبه ديگرى فوق آن . ليكن اين عدم زمانى نيست . عدم غير مجامع رتبى مىباشد . در برابر حدوث دهرى قدم دهرى قرار دارد كه عدم مسبوقيّت وجود يك مرتبه به عدم در مرتبه فوق مىباشد . خداوند از اين نظر هم حدوث ندارد ، حدوث دهرى ندارد ، قديم بالدهر مىباشد .